غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

66

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

چنان معلوم شد كه بارىتعالى به بندگان دو نظر دارد يكى نظر لطف و يكى نظر قهر محمد صلى اللّه عليه و سلم را به نظر لطف آفريد و چنگيز خان را به نظر قهر و نسبت هردو صفت نظر به او مساوى است پس چگونه شما طرف لطف او را بر قهر ترجيح مىنهيد علماء اين سخن را جوابى ندادند قاآن گفت نه در كتاب شما مسطور است كه هركه فرمان اولو الامر را خلاف كند مجرم باشد گفتند بلى گفت چونست كه شما از فرمان چنگيز خان كه پادشاه جبار صاحب اقتدار بود و از حكم من تجاوز جايز مىداريد علماء جواب دادند كه از احكام شما آنچه موافق كتاب خدا و سنت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم باشد قبول داريم و هرچه مخالف بود قبول نمىنمائيم قاآن از شنيدن اين سخن درخشم شده فرمان داد كه تمامى قضات ولايات معزول باشند و ديگر واعظان بر منبر نروند و مؤذنان بانك نماز نگويند و ساير خلايق به ذبح اغنام اقدام ننمايند و به اين مضمون قرب يكخروار يرليغ نوشتند تا روز ديگر ايلچيان قمر مسير آن مناشير را به اطراف ممالك برند و علماء ختا آن شب نزد وزير مسلمان قاآن رفته او را بغايت متغير و متفكر يافتند و از سبب ملال خاطرش پرسيدند جواب داد كه مىترسم فردا خون من و ساير مسلمانان ريخته گردد و مولانا بدر الدين بيهقى كه فاضل كامل و فصيحى نيكو شمايل بود با وزير گفت كه مرا نزد قاآن بريد تا جواب شبههء او را بر وجهى عرض نمايم كه اين فتنه تسكين يابد و قولى آنكه مولانا حميد الدين سابق سمرقندى اين التماس كرد و جناب وزارت مآب يكى ازين دو عزيز را روز ديگر بپايه سرير سلطنت مسير برده قاآن همان سخن را درميان آورد و گفت مشركانرا نمىكشيد آن فاضل گفت اين خطاب مخصوص به حضرت رسالت مآب و اصحاب او است كه مشركان عرب و اعجم را بكشد و چون قاآن داوروغ چنگيز خان بر سرير ليغها نام خداى را مىنويسند چگونه مشرك باشند اين سخن موافق مزاج قبلا افتاده آن عالم عاقل را تحسين بسيار كرد و نسبت به او مراسم انعام و اكرام بتقديم رسانيده فرمان داد تا نشانهائى را كه جهت زجر مسلمانان نوشته بودند باطل گردانيدند نقلست كه بعد از آن قبلاقاآن هرروز از وقت طلوع آفتاب تا هنگام چاشت بمهمات سلطنت مىپرداخت آنگاه علماء اسلام و احبار يهود و رهبانان ترسا و دانايان ختا در مجلس او مجتمع گشته بمباحثه و مجادله قيام مىنمودند و او بر استماع مسايل عقلى و نقلى رغبت تمام مىنمود و در زمان دولت خود فرمان فرمود كه قرآن مجيد و توريت و انجيل و كتاب شاكمونى را بزيان مغولى ترجمه كردند و شاكمونى شخصى است كه در بعضى از بلاد هند دعوى نبوت نموده بود و امت او را اعتقاد چنانست كه در وقت ولادتش از آسمان گل باريد و همان ساعت كه شاكمونى متولد شد هفت قدم رفته در هرقدم او گنجى ظاهر گشته و اللّه علم بحقايق الامور و هو عليم حبير بذات الصدور . ذكر بعضى از امراء و وزراء قبلا در دفاتر فضلا بقلم بلاغت انتما مرقوم گشته كه قبلا قاآن زمام اختيار ملك و مال